تبليغاتX
تسنیم
هو 121
رنج‌نامه‌اي براي رد صلاحيت نوه امام <ره>   

شايد اگر اين خبر 15 سال پيش شنيده مي‌شد باعث بهت و تعجب مي‌شد اما امروز بايد تعجب كرد كه چرا چنين خبري باعث تعجب كسي نمي‌شود!؟ خبر براي من كه به لطف خدا عمري را از نزديك در كنار امام و بيت امام سپري كرده‌ام تلخ است و تعجب آور. تلخ است و باور نكردني. تلخ است و عبرت آموز: <جناب آقاي علي اشراقي نوه امام رد صلا حيت شده است.> چند ساعت بعد از شنيدن خبر، از حاج حسن آقا جوياي مساله شدم گفت: من هم شنيده‌ام. آقاي كرباسچي زنگ زدند كه بگو علي آقا شكايت كند چرا كه علي خيلي ناراحت هست و نمي‌خواهد شكايت كند. من هم گفتم از من نپرسيده است ولي اگر بپرسد مي‌گويم عطاي انتخابات را به لقاي مجريان و ناظران واگذار! راستي چه شده است؟ چه كسي پاسخگو است؟ و چرا كسي نمي‌پرسد كه اگر علي اشراقي صلا حيت ندارد پس چه كسي صالح است؟ يادم مي‌آيد سال‌هاي نخستين انقلا ب را، علي آقا در منزل امام، شوخي‌هاي امام را، درس و مدرسه اش را. بعد دانشگاه و دوران حضورش را در شـهـرداري تهران. بي شك يكي از پاك‌ترين مديران شهرداري تهران، كه بـدون ا~نكه گرايش سياسي خويش را در كار براي مردم دخالت دهد هم با آقاي كرباسچي كار كرد و هم با آقاي احمدي نژاد، اوست. دوستان مي‌پرسندبيت امام نمي‌خواهد سخن بگويد؟ با خودم مي‌انديشم مگر اين خانواده تاكنون براي خود چيزي خواسته و جداي آنچه براي ‌ ‌ مردم خواسته‌اند طلب كرده است؟ لا بد دل آنها به حـال همـه فرزندان معنوي امام مي‌سوزد و من از دوستان مي‌پرسم <آيا نبايد هيچ يك از ما در برابر اين هتك حرمت بيت امام سخني بگوييم؟ و آيا واقعاً كار به جايي رسيده است كه بايد حرمت اين حريم را تنها اهل حـرم نگهبـانـي كنند؟> شنيده‌ام علي اشراقي كه به شهادت همه دوستان و نزديكان بيت و دفتر امام، فردي متدين، پاك دامن و انقلا بي است، از شكايت صرف نظر كرده است و همين مرا در نوشتن اين سطور راسخ‌تر مي‌كند و ديگر كسي نخواهد پنداشت كه اين نوشته، قصد عجز و استغاثه و اميد رحمت دارد ولي آيا اين وظيفه ما را سخت‌تر نمي‌كند؟ اين روزها مي‌نويسند ميزان حال فعلي افراد است. راستي حال فعلي كساني كه تيغ به كف گرفته‌اند چيست؟ شايد به درستي پاسخ اين سوال را ندانيم. ولي حال قبلي آنها را خوب به ياد داريم و حال آينده آنها را هم مي‌توان حدس زد!!

سيدسراج الدين موسوي

عضو دفتر امام خميني (س)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت   توسط علی م | 
 
 به مناسبت سالگرد قضیه حسینیه شریعت قم
                      
 
                                                           بسم الله الرحمن الرحیم

امروز سالروز قضیه حسینیه قم است . همانجور که پارسال گفتم و یکی دو بار گفته بودم ؛ این قضیه هم برای ما ، برای همه ، بالاخص برای آنهایی که در آنجا بودند ریاضت بود و هم امتحانی بود . از امتحان الحمدلله خوب درآمدند - خوب درآمدیم ، ریاضتش برایمان مانده . ولی در تاریخ فقر درج شده . حالا خودتان ببینید به چه علت ثبت شده .
[در] روزنامه ها و وقایع مقارن این مناسبت می بینیم از فتوای علمای وهابی نقل می کنند که گفته اند شیعیان واجب القتل هستند ، اصلا مسلمان نیستند .
- در یادنامه صالح اگر توفیق داشته اید که مطالعه بکنید ، در مطالبی که من از حضرت صالحعلیشاه نوشته ام ، در واقع زندگی ایشان ، و هم برخورد من با فرمایشات ایشان ، همه درس بود ؛ درسی که نه تنها در آن ایام بود بلکه الآن هم همین درس را دارد . -
وهابی ها البته به مناسبت محمد بن عبدالوهاب که سبک جدیدی در فقه خودشان ، فقه اهل سنت گفته است ... - البته خیلی از مورخین [و] نویسندگان عادت دارند همین که یکی حرفی غیر از حرف آنها زد می گویند یا چپ است یا راست است یا از این صحبت [ها ...] . ممکن هم هست استثنائا فرض کنید یک سبکی که می گیرد چپ ببیند این موافقش است کمک کند ، راست ببیند یا راست ببیند ... . ولی اینکه این برچسب ، این اتهام مثل مهری دستشان است ، هرکه آمد یک مهر می زنند رویش ، می اندازند باطله . نه ، باید نگاه کنند چرا همچین مکتبی به وجود آمد و بعد هم نگاه کنند [که] اسلام همیشه اینجوری بوده ، شیعه هم اینجوری است ، تصوف هم به طریق اولی ؛ [که] از اختلافات ، از مخالفت هایی که با مکتبش می شده بهره می برده و نقص کارش را جبران می کرده . حالا آن بحث به جای خود - .
در بازی الاکلنگ که بچه بودیم خیلی بازی کردیم حالا هم می بینیم ، [در] الاکلنگ این طرف می رود پایین آن طرف همانقدر می آید بالا ، این طرف می آید بالا آن طرف همانقدر می آید پایین . اصطلاح قانون فیزیکی آن کنش - واکنش [یا] عمل - عکس العمل [است] . باید دید اینها چرا همچین عکس العملی نشان می دهند ؟
باید یک شیعه ای به یکی دیگر که شهادتین می گوید ، شهادت سوم « علی ولی الله » را هم می گوید ، به امام زمان هم معتقد است ؛ بگوید اینها اسلام را از بین بردند ؟ خوب یکی هم از آن گوشه پیدا می شود می گوید : نه تو خودت اسلام را از بین برده ای . با این حرفی که بیجا زده ای ، خودت اسلام را از بین برده ای . بعد اگر یارو بیاید بخواهد جبران کند نمی تواند . اگر از حرفش برگردد می گویند [از] منافقین [است] ، اگر از حرفش برنگردد خرابیش ادامه پیدا می کند .
این مسائل اعتقادی ، مسائل اجتماعی ، در همه دنیا به هم مربوط است . در اینجا یک مثل مشهور [است که] قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را ؟
البته از قدیم یک کوشش هایی در راه نزدیک شدن شیعیان امروز و سنی های امروز شد . از لحاظ اجتماعی و سیاسی جماعت دارالتقریبی که در مصر تشکیل شد خدمات فراوانی کرد . در یادنامه صالح این قسمت را حتما بخوانید ، اگر هم ندارید بروید از کتابخانه بگیرید و این را [در] همانجا بخوانید ، که شیخ ازهر - یعنی رئیس دانشگاه ازهر ، دانشگاهی که فتواهایش در تمام ملل اسلامی رواج دارد - مذهب جعفری را هم مثل یکی از مذاهب دانست . حالا ما هم خودمان اگر نشان بدهیم که با وحدت اسلامی موافقیم ، خوب این مساله ... . خدمتی که از این حیث کرد مرحوم آیت الله قمی ، [که] ایرانی [بود] ، این جمعیت را تشکیل داد و به افتخار خودش گفتند مادام العمر دبیر این جمعیت باشد و خیلی خدماتی کرد ، خیلی خب . بعد هم گفتند بسیار کار خوبی است که همچین تشکیلی بشود .
[...] حالا وهابی ها البته یکی از رشته های اهل سنت هستند که خیلی تند هستند ، خیلی قشری هستند . مثلا می گویند زیارت قبور شرک است . ما هم می گوییم اگر کسی قبر را زیارت کند آن را بپرستید شرک است . منتها ما می گوییم ما قبر را که زیارت می کنیم یک دعایی - فاتحه ای برای آن مرحوم می کنیم و بعد می گوییم حالا که تو در آن دنیایی یک شفاعتی از ما بکن . « الغریق یتشبث بکل حشیش » . ما اینجا در این دنیای مادی غرقیم ، به تو توسل [می جوییم] . اگر ما بتوانیم فکرمان را اینجوری کنیم و بتوانیم به آنها بفهمانیم که ما اینجور فکر می کنیم ، هر دو یکی هستیم . منتهای وقتی اینجوری می کنیم [که] ما آن را کافر می دانیم می گوییم توهین کرده ... ، او هم ما را مشرک می داند .
بعد آمدیم گفتیم خیلی خوب بیایید با هم مهربان باشیم ، برادر باشیم . می آید می گوید : آقا ، شما [با] کسی که برادریتان با هم [دیگر] از ما بیشتر است ، [هر دو] هم ولایت را قبول دارید ، « جانشین پیغمبر علی است » این را قبول دارید ، [در] همه اینها با شما یکی است ؛ شما با او نمی توانید بسازید ؛ ما بیاییم با شما بسازیم ؟ حق دارد ! یک همچین حرفی اگر زد ... .
این است که متاسفانه باید بگوییم در این قضایای قم ... ما هم سعی کردیم که فراموش کنیم . برای اینکه بیشتر نشود . به این جهت [که] این قضیه قم هر چه بگذرد آثار سوءش بیشتر ظاهر می شود . ولی مساله این نیست که از ذهن ما فراموش بشود . از ذهن هیچکس فراموش نمی شود . من پنج نفر مصدوم را شخصا با چشم خودم دیدم ، هر وقت یاد آنها می افتم اصلا حالت ... . خوب این من که یکی ، خود آنها ... .
بنابر این امیدوارم این بزرگواری فقرا ، حلم شان که از حلم امام حسن [ذره ای] گرفته اند ، قدرش را دیگران بدانند ، نگذارند شمشیر امام حسین بیاید . حلم امام حسن اگر کار نکند شمشیر امام حسین می آید .
در ملت های مسلمان امروزی می بینیم : ما آرزوی زیارت قبر علی علیه السلام و ائمه داریم نمی توانیم برویم ، آرزوی زیارت زینبیه داریم مشکل است رفتن ، آرزوی زیارت جای منتسب به راس الحسین را داریم نمی توانیم برویم . آنها ما را کافر می دانند ، ما آنها را کافر [می دانیم] ، چرا اینطور باشد ؟
انشا الله خداوند در رحمتش را باز کند . باران رحمتش بر ما بریزد . مگر باران رحمت الهی انشاءالله بر ما بریزد که بتوانیم فراموش کنیم .
و انشاءالله باران رحمت الهی بر جهال قوم هم بریزد که از جهل شان کناره بگیرند و توبه کنند . همانطوری که این باران حر را شست که در آن آخرین لحظه در باران رحمت الهی شستشوی کرد و به در رفت . انشاءالله خداوند همه ما مسلمین همه ما شیعیان [...] بالاخص ایرانی ها را مشمول رحمتش بکند انشاءالله .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت   توسط علی م | 
ملت ما چه مي‌گفت كه مستحق اين همه عقوبت بود. ملت ما يك مطلبش اين بود كه اين سلطنت پهلوي از اول كه پايه‌گذاري شده برخلاف قوانين بوده، آنها كه در سن من هستند، مي‌دانند و ديده‌اند كه مجلس موسسان با سرنيزه تاسيس شد و ملت هيچ دخالتي در تاسيس مجلس نداشت. مجلس موسسان را با زور سرنيزه تاسيس كردند و وكلا‌يش را نيز با زور وادار كردند كه به رضاشاه راي سلطنت بدهند. پس اين سلطنت از اول يك امر باطلي بود و همچنين اصل رژيم سلطنتي، از اول خلا‌ف قوانين و خلاف قواعد عقلي و خلا‌ف حقوق بشر است.حالا‌ اگر فرض كنيم كه همه ملت در آن زمان راي دادند كه يك نفر سلطان باشد، بسيار خوب، اينها از بابت اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان و مختار به سرنوشت خودشان بودند، راي آنها براي خودشان قابل قبول است، اما به چه حقي ملت 50 سال پيش سرنوشت ملت بعد را معين مي‌كند. سرنوشت هر ملتي به دست خودش است. ما در زمان سابق، زمان اول قاجاريه نبوديم. اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه رفراندومي تحقق پيدا كرد و فرض كنيم كه همه ملت نيز راي مثبت داد، اما آنها به آغامحمدخان قاجار راي مثبت دادند. آن اجداد ما كه راي دادند، براي سلطنت قاجاريه به چه حقي راي دادند كه در زمان ما احمدشاه سلطان باشد. سرنوشت هر ملت دست خودش است. در 150 سال پيش از اين، يك ملتي بوده، سرنوشتي داشته و احتياجاتي هم داشته است، ولي اين ملت اختيار ما را نداشته كه يك سلطنتي را بر ما مسلط كند. ما فرض كنيم كه اين سلطنت پهلوي كه از اول به اختيار مردم و مجلس موسسان تاسيس شد، وليبر فرض اينكه اينها به اختيار مردم برگزيده شدند، باتوجه به اينكه عده قليلي از مردم آن زمان را درك نكردند چه حقي داشتند ملت در آن زمان سرنوشت ما را در اين زمان معين كند؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولا‌ چون سلطنت پدرش خلا‌ف قانون بود و با زور سرنيزه تاسيس شده بود، سلطنت محمدرضا هم غيرقانوني است و اگر چنانچه فرض كنيم سلطنت رضاشاه قانوني بوده آنها چه حقي داشتند كه براي ما سرنوشت معين كنند هر كسي اختيار سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه در صد سال پيش از اين، 80 سال پيش از اين بودند، مي‌توانند سرنوشت ملتي را كه بعدها به‌وجود مي‌آيد تعيين كنند؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا قانوني نيست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت   توسط علی م | 
آدرس هاي جديد وب سايت ها و وبلاگ هاي فيلتر شده دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي
 
مزار سلطاني
http://www.mazareso ltani.com
http://www.mazareso ltani.net

تصوف ايران
http://www.sufism. ir/
http://تصوف.ايران.ir/
http://xn--pgbw0b1a .xn--mgba3a4f16a .ir/

عرفان گنابادي
http://www.erfan- gonabadi. com/
http://66.207. 214.193/

مجذوبان نور
http://www.majzob. com/
http://www.majzob. net/
http://208.64. 28.245/

پايگاه هم انديشي درويشان
http://www.darvisha n.info/
https://www. darvishan. info/

ياران مجذوبان نور
http://bayaran. blogfa.com/
http://daravish. wordpress. com/
https://darvishan. info/modules. php?name= rssReader_ bayaran

وبلاگ پخش فرمايشات حضرت آقاي مجذوبعليشاه:
http://hou121. blogspot. com/
http://houyaali. blogspot. com/

قانون و درويشان
http://www.sufilaw. blogspot. com/
https://darvishan. info/modules. php?name= rssReader_ sufilaw

اخبار صوفيه
http://www.sufinews .blogfa.com/
https://darvishan. info/modules. php?name= rssReader_ sufinews

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت   توسط علی م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همدان _ آرامگاه بابا طاهر
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هرجابنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
این وبلاگ شخصی است و مطالب آن الزاما
دیدگاههای سلسله نعمت اللهی گنابادی نیست .

پیوندهای روزانه
مجذوبان نور
عرفان و تصوف اسلامي
اخبار سلسله نعمت الهی گنابادی
اخبار صوفیه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
پیوندها
حضرت صالحعليشاه ره
هم اندیشی درویشان
تصوف ايران
معارف
صالحين شيعه
ذکر
مولانا
عرفان_ 121 گنابادي
مزار سلطاني
باشگاه اندیشه
دیجیتال کیوان
کلک خیال انگیز
آبگینه ساری
تنهاترین
آستان جانان
دل سوخته
عرفان ایران
ساقي
تقديم به يك دوست
مولانا 121
حالي دگر
بي خداحافظي
حكايت دل
آفاق 121
ذوالفقار 121
در وادي تصوف
ولايتنامه
خورشيد حق
صدرالغروي
قانون براي دراويش
طنين صدا
ياهو 121
يه آشنا
ايليا
خوش خبر
صوفي سالك
هو121
sunshine121
هو 121
هنر و زیبایی شناسی در عرفان
کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت
با یاران
سیمرغ
عرفان و تصوف اسلامی
ایثارگران دراویش
و اما عشق...
عرفان شمس
سرای خاکسار 110
در کوی دوست
نور تابان
عرفان آباد
بنام عشق
با یاد درویشان
هدايت نامه
مولانا نيوز
گنهي كردم و دل دادم و...
هو 121 شوش دانيال
فقر و درويشي
شریعت و طریقت
سایت دکتر تنهایی
عرفان و تصوف( هوشمندی )
امتداد
شبکه خبر درویشان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM