تبليغاتX
تسنیم
هو 121
آن مسلمان ترک ابله کرد و تفت زیر لب لاحول گویان باز رفت
گفت چون از جد و بندم وز جدال در دل او پیش می‌زاید خیال
پس ره پند و نصیحت بسته شد امر اعرض عنهم پیوسته شد
چون دوایت می‌فزاید درد پس قصه با طالب بگو بر خوان عبس
چونک اعمی طالب حق آمدست بهر فقر او را نشاید سینه خست
تو حریصی بر رشاد مهتران تا بیاموزند عام از سروران
احمدا دیدی که قومی از ملوک مستمع گشتند گشتی خوش که بوک
این رئیسان یار دین گردند خوش بر عرب اینها سرند و بر حبش
بگذرد این صیت از بصره و تبوک زانک الناس علی دین الملوک
زین سبب تو از ضریر مهتدی رو بگردانیدی و تنگ آمدی
کندرین فرصت کم افتد این مناخ تو ز یارانی و وقت تو فراخ
مزدحم می‌گردیم در وقت تنگ این نصیحت می‌کنم نه از خشم و جنگ
احمدا نزد خدا این یک ضریر بهتر از صد قیصرست و صد وزیر
یاد الناس معادن هین بیار معدنی باشد فزون از صد هزار
معدن لعل و عقیق مکتنس بهترست از صد هزاران کان مس
احمدا اینجا ندارد مال سود سینه باید پر ز عشق و درد و دود
اعمیی روشن‌دل آمد در مبند پند او را ده که حق اوست پند
گر دو سه ابله ترا منکر شدند تلخ کی گردی چو هستی کان قند
گر دو سه ابله ترا تهمت نهد حق برای تو گواهی می‌دهد
گفت از اقرار عالم فارغم آنک حق باشد گواه او را چه غم
+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/19ساعت   توسط علی م | 
خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ای نگار
بیتو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار
بیتو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن خوی بد را چیست درمان بازدیدن روی یار
آب جان محبوس می‌بینم در این گرداب تن خاک را بر می‌کنم تا ره کنم سوی بحار
شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی تا فغان در ناورد از حسرتش اومیدوار
چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار
+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/19ساعت   توسط علی م | 
مژده بده، مژده بده، يار پسنديد مرا 
سايه او گشتم و او بُرد به خورشيد مرا 
جان دل و ديده منم، گريه خنديده منم 
ياره پسنديده منم، يار پسنديد مرا 
کعبه منم، قبله منم، سوی من آريد نماز 
کان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا 
پرتو ديدار خوشش تافته در ديده من 
آينه در آينه شد: ديدمش و ديد مرا 
آينه خورشيد شود پيش رخ روشن او 
تاب نظر خواه و ببين کاينه تابيد مرا 
گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک 
گوهری خوب نظر آمد و سنجيد مرا 
نور چو فواره زند بوسه بر اين باره زند 
رشک سليمان نگر و غيرت جمشيد مرا 
هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم 
بانگ لک الحمد رسد از مه و ناهيد مرا 
چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او 
باش که صد صبح دمد زين شب اميد مرا 
پرتو بی پيرهنم، جان رها کرده تنم 
تا نشوم سايه خود باز نبينيد مرا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/16ساعت   توسط علی م | 
منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ             تو در طریق ادب باش و گو گناه من است
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/03/07ساعت   توسط علی م | 

درگذشت دکتر نعمت الله تابنده

طبق اعلام در حسینیه امیرسلیمانی ؛ آقای دکتر نعمت الله تابنده برادر حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه و فرزند چهارم جناب حاج شیخ محمد حسن صالحعلیشاه (۱۲۷۰ - ۱۳۴۵) ، بر اثر حادثه رانندگی در مسیر مشهد به تهران درگذشتند .
ایشان پزشک عمومی بوده و در مشهد سکونت داشتند .
با توجه به حوادث پیش آمده در هفته اخیر و بازگرداندن اجباری جناب مجذوبعلیشاه به تهران به نظر نمی رسد ایشان بتوانند در مراسم تدفین برادر خود در بیدخت شرکت نمایند .
+ نوشته شده در  شنبه 1386/03/05ساعت   توسط علی م | 
ای آفتاب آینه دار جمال تو مشک سیاه مجمره گردان خال تو
صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو
در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن یا رب مباد تا به قیامت زوال تو
مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز طغرانویس ابروی مشکین مثال تو
در چین زلفش ای دل مسکین چگونه‌ای کاشفته گفت باد صبا شرح حال تو
برخاست بوی گل ز در آشتی درآی ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود کو عشوه‌ای ز ابروی همچون هلال تو
تا پیش بخت بازروم تهنیت کنان کو مژده‌ای ز مقدم عید وصال تو
این نقطه سیاه که آمد مدار نور عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو
در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم شرح نیازمندی خود یا ملال تو
حافظ در این کمند سر سرکشان بسیست سودای کج مپز که نباشد مجال تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/03/03ساعت   توسط علی م | 

حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه اجبارا به تهران بازگردانده شدند

چنانکه قبلا منتشر شده است در حدود ظهر امروز ۳۱ اردیبهشت ۸۶ ؛ جناب حاج دکتر نورعلی تابنده مجذوبعلیشاه حین میهمانی صرف نهار در حومه بیدخت به همراه ۵۰ نفر از دراویش بازداشت شدند . چنانکه گفته می شود حین بازداشت راننده ایشان آقای دکتر شریفیان مقاومت کرده و از ناحیه سر و صورت بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در بیمارستان بستری شده است . پس از آن سایر همراهان آزاد شده و ایشان را به مکان نامشخصی انتقال دادند .
ساعتی بعد خبر رسید که ایشان از تربت به سوی مشهد در حرکت اند تا با هواپیما به تهران بازگردانده شوند . با این اطلاع از همان وقت دراویش در فرودگاه مشهد و متقابلا در فرودگاه مهرآباد تهران در انتظار ایشان و برای اطمینان از سلامتی شان اجتماع کردند .
این اجتماع در فرودگاه مشهد بقدری چشمگیر بود که مسافرانی که از مشهد به تهران می آمدند از جمعیت غیرعادی در سالن انتظار خبر می دادند . در تهران حدود ۱۵۰۰ نفر از دراویش از مرد و زن و پیر و جوان به همراه کودکانشان بتدریج در سالن انتظار پرواز داخلی جمع شدند . با آنکه سعی شد حضور جمعیت دراویش باعث حساسیت نشود سالن انتظار تقریبا پر شده و هنگام ترک فرودگاه مسیرهای خروجی فرودگاه دچار ترافیک سنگین شده بود .
اجتماع دراویش در دو طرف فرودگاه مشهد و مهرآباد تهران تقریبا از ساعت ۳ بعد از ظهر شروع شد . حدود ساعت ۷ عصر ایشان به فرودگاه مشهد وارد شدند و در ساعت ۸/۳۰ به مقصد تهران حرکت کردند . ساعت ۹/۴۵ شب جناب آقای مردانی شیخ سلسله که از ساعتی قبل در فرودگاه حضور داشتند به جمع استقبال کنندگان در سالن انتظار پروازهای داخلی پیوستند .
اما در ساعت ۱۰/۳۰ در حالی که دراویش در مقابل در خروج مسافران به استقبال بزرگ خود صف کشیده بودند اطلاع یافتند که ایشان را از در دیگر خارج کرده اند .
سرانجام جناب مجذوبعلیشاه با همراهی تعدادی از دراویش حاضر در محل خروج شان به طرف منزل خود حرکت کرده و در حدود ساعت ۱۱ شب از ورود به منزل و سلامتی ایشان اطلاع حاصل شد .
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/01ساعت   توسط علی م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همدان _ آرامگاه بابا طاهر
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هرجابنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
این وبلاگ شخصی است و مطالب آن الزاما
دیدگاههای سلسله نعمت اللهی گنابادی نیست .

پیوندهای روزانه
مجذوبان نور
عرفان و تصوف اسلامي
اخبار سلسله نعمت الهی گنابادی
اخبار صوفیه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
پیوندها
حضرت صالحعليشاه ره
هم اندیشی درویشان
تصوف ايران
معارف
صالحين شيعه
ذکر
مولانا
عرفان_ 121 گنابادي
مزار سلطاني
باشگاه اندیشه
دیجیتال کیوان
کلک خیال انگیز
آبگینه ساری
تنهاترین
آستان جانان
دل سوخته
عرفان ایران
ساقي
تقديم به يك دوست
مولانا 121
حالي دگر
بي خداحافظي
حكايت دل
آفاق 121
ذوالفقار 121
در وادي تصوف
ولايتنامه
خورشيد حق
صدرالغروي
قانون براي دراويش
طنين صدا
ياهو 121
يه آشنا
ايليا
خوش خبر
صوفي سالك
هو121
sunshine121
هو 121
هنر و زیبایی شناسی در عرفان
کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت
با یاران
سیمرغ
عرفان و تصوف اسلامی
ایثارگران دراویش
و اما عشق...
عرفان شمس
سرای خاکسار 110
در کوی دوست
نور تابان
عرفان آباد
بنام عشق
با یاد درویشان
هدايت نامه
مولانا نيوز
گنهي كردم و دل دادم و...
هو 121 شوش دانيال
فقر و درويشي
شریعت و طریقت
سایت دکتر تنهایی
عرفان و تصوف( هوشمندی )
امتداد
شبکه خبر درویشان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM