تبليغاتX
تسنیم
هو 121

2
3
4
5
6
7
8
9
10
شنیده​ام سخنی خوش که پیر کنعان گفتحدیث هول قیامت که گفت واعظ شهرنشان یار سفرکرده از که پرسم بازفغان که آن مه نامهربان مهرگسلمن و مقام رضا بعد از این و شکر رقیبغم کهن به می سالخورده دفع کنیدگره به باد مزن گر چه بر مراد رودبه مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرومزن ز چون و چرا دم که بنده مقبلکه گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز فراق یار نه آن می​کند که بتوان گفتکنایتیست که از روزگار هجران گفتکه هر چه گفت برید صبا پریشان گفتبه ترک صحبت یاران خود چه آسان گفتکه دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفتکه تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفتکه این سخن به مثل باد با سلیمان گفتتو را که گفت که این زال ترک دستان گفتقبول کرد به جان هر سخن که جانان گفتمن این نگفته​ام آن کس که گفت بهتان گفت
+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/08/28ساعت   توسط علی م | 

حکم دادگاه آقای سید احمد شریعت و وکلایشان

حکم آقای سید احمد شریعت و وکلایشان درمورد اتهمات قضیه حسینیه شریعت قم به شرح زیر صادر شد :
- آقای سید احمد شریعت به دلیل تمرد از دستور به ۳۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی و به دلیل اخلال در نظم عمومی به ۱ سال حبس تعذیری و ۳ میلیون تومان بدل از شلاق و ۱۰ سال تبعید از قم محکوم شدند .
- آقای هرسینی به دلیل تمرد از دستور به ۳۰۰۰۰۰ تومان جزای نقدی و به دلیل اخلال در نظم عمومی به ۱ سال حبس تعذیری و ۳ میلیون تومان بدل از شلاق و ۵ سال محرومیت از وکالت محکوم شدند .
- همچنین آقای بهرامی به ۳ ماه و ۱۰ روز حبس تعلیقی محکوم شدند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/08/10ساعت   توسط علی م | 
خبرگزاري انتخاب : امام خميني(ره) در مصرع يكي  از غزل هاي   خود مي گويد: ما    زاده   عشقيم  و پسرخوانده  جاميم/ درمستي و جانبازي دلدار تماميم. به كار بردن چنين لحن و بياني از سوي برخي فقيهان و عالمان دين البته در فرهنگ اسلامي، بي سابقه نيست. اما مسأله اين است كه اين بار اين شيوه سخن از سوي كسي به كار گرفته مي شود كه سياستمدار و رهبر يك حكومت است. اين جامع اضداد بودن ويژگي رهبران كاريزما يي است. جامعيت ايشان حتي در رسمي ترين اظهار نظرهاي فقهي ايشان نمودار است؛ براي نمونه مي توان گفت كه نظريه ايشان در باب ولايت فقيه ـ به جز استنادات فقهي ـ مبنا و درونمايه اي كلامي نيز دارد و همين امر ايشان را از فقيهان ديگر ممتاز مي كند. يكي از نمود هاي جامعيت ايشان، برخورداري از بينش فلسفي و عرفاني است .اين مقاله با محور قراردادن اين بينش امام، اشاره اي دارد به آراي ايشان در باب تصوف.

واژه «صوفي» جزء آن دسته از لغات است كه سرنوشت ناگواري داشته است. بخشي از سوءتفاهمات در موضوع تصوف نيز ناشي از روشن نبودن تعريف صوفي و تصوف در ميان شيعيان است. بسياري از عالمان شيعي و بويژه فقهاء با شنيدن واژه صوفي و تصوف، مفاهيمي همچون درويشي، قلندري، چله نشيني، خانقاه نشيني، سماع و رقص، كشكول و تبر زين، خرقه پوشي در ذهنشان متبادر مي شود. آنگاه با مقايسه اين مفاهيم با روايات معصومين(ع) به انكار صوفيه حكم مي دهند. طبيعي است اگر مراد از صوفي و تصوف اين مفاهيم باشد، بسياري از بزرگان صوفيه نظير ابن عربي و عطار و مولانا، شمس تبريزي و حافظ چنين تصويري از صوفي و تصوف را پيشاپيش طرد كرده اند. با اين وجود در تاريخ از اين بزرگان به صوفي و مكتبي كه متعلق به آن بوده اند به «تصوف» ياد شده است. از اين رو بايد به دقت از كسي كه اين واژه را به كار مي برد، پرسيده شود كه غرض وي از صوفي و تصوف چيست؟

در تاريخ اسلام صوفي ما به ازاء گوناگوني داشته است. از اين رو تعريف تصوف و صوفي عرض عريضي پيدا كرده است. لذا عارف نامداري همچون سيدحيدر آملي در قرن ششم بحث وحدت «تصوف و تشيع» را مطرح مي كند و در جهت نزديكي صوفي و شيعه جهد بليغي مي ورزد. در مقاله حاضر مراد نگارنده از تصوف، مكتبي است كه به صورت يك روش فكري و عملي در دامان اسلام رشد كرد و داراي مباني نظري و عملي است. اين روش منحصراً بر تصفيه نفس براساس سلوك الي الله و تقرب به حقيقت تا مرحله وصول به حقيقت تكيه دارد و عنايتي به استدلال عقلي ندارد. پاي استدلاليان را چوبين مي داند و معتقد است كشف حقيقت غايت حقيقي نيست بلكه رسيدن به حقيقت را غايت تصوف مي شناسد.

بنابراين تصوف به صورت جريان مهمي كه ريشه در اسلام داشته و از دل فرهنگ اسلامي برآمده و بوي دلاويز آن در سرتاسر تاريخ اسلام به مشام مي رسد، مكتبي است داراي تئوري و عمل و به لحاظ نظري شبيه فلسفه است و در آثار ابن عربي و پس از وي تا زمان حاضر در انديشه بزرگاني نظير امام خميني(ره) پديدار گشته است. از نظر عملي، تصوف شبيه اخلاق است اما بسيار عميق تر و پيچيده تر از اخلاق.

سلوك الي الله تحت نظر خضر و مرشد صورت گرفته و منازل طي مي شود. منازل سلوك گاهي به دو منزل، گاهي سه، هفت، صد و تا هزار منزل اعتبار شده است. كتابهاي مفصلي نيز با عنوان «منازل السائرين» نگاشته شده است. جريان صوفيه همانند فقه و فلسفه و كلام، به لحاظ سلسله هايي كه پشت سر يكديگر پديد آمده و نحله هايي كه هر يك از اساتيد و مشايخ و شاگردان روش سلوكي مشخص دارد، تاريخ روشني دارد.

سلسله هاي صوفيه به عنوان مكتب عملي در ميان اهل تسنن تاريخ مشخصي دارد اما مكاتب عرفاني شيعه، سلسله ها و اصول فكري و روش سلوكي شان داراي ابهام زيادي است. به عنوان مثال مرحوم علامه طباطبايي آنگاه كه اساتيد عرفاني شان را ذكر مي كنند تا مرحوم ميرزا حسينقلي همداني را نام برده و تحول روحي ميرزا حسينقلي را به مردم مجهول النسب با لقب جولا (پنبه زن) مي رساند اما قبل از او را شناسايي نمي كند. در ميان شيعيان كتابي در تصوف عملي كه متكي به سيره ائمه معصومين (ع) باشد و در عين حال شاخص باشد، يافت نمي شود.

واقعيت تاريخي حاكي از آن است كه عارفان شيعه بعد نظري و تصوف را از ابن عربي و عطار و مولانا گرفته و كتابهاي عميقي به شيوه عرفان فلسفي نگاشته اند اما نسبت به جنبه عملي تصوف مرسوم بي توجه بوده اند. از آنجا كه تصوف در بعد نظري، تفاوت چنداني با فلسفه ندارد و در حقيقت منظري هستي شناسانه و معرفت شناسانه است، مكتب تصوف تأثير عميقي بر فلسفه هاي شيعي گذاشته است. عارفان و فيلسوفاني عارف مشرب نظير سيدحيدر آملي، ملاصدرا و اتباع ملاصدرا تا زمان حاضر بيش از هر مكتب فكري، از عرفان و تصوف نظري متأثر بوده اند. آراء مهم ملاصدرا در وجودشناسي، و وحدت بيش از آن كه وامدار ابن سينا و شيخ اشراق باشد، وامدار ابن عربي و عارفان پس از وي است. با تحليل فوق، نسبت امام خميني(ره) با تصوف روشن مي شود. وي به شهادت آثاري كه پديد آورده و مشي عملي اش، وابسته به مكتب عرفاني است. امام در نامه اي كه به گورباچف نوشته است، اهميت مكتب ابن عربي را به وضوح تصريح كرده است.

امام و دفاع از صوفيان
در آثار امام خميني(ره) به صورت پراكنده از شخصيت هاي عرفاني و مشاهير صوفيه ياد شده است.
امام خميني(ره) در تلويزيون جمهوري اسلامي در تفسير سوره حمد كه شب هاي جمعه بانام «قران در صحنه» پخش مي شد مي گفتند تفاسيري كه بر قرآن نوشته شده است نوعاً راهي به دهي نمي برد و جالب است كه امام از تفاسير شيعي كه نسبت به ديگران بهتر است از مجمع البيان طبرسي و تفسير بيان السعاده ملا سلطانعلي گنابادي رئيس فرقه گنابادي به عنوان تفسير نسبتاً خوب ياد مي كنند.

اين بيانات امام تا حد زيادي برخي را برآشفته ساخت و آنها را وادار به سخنان صريح و گوشه و كنايه كشاند و موجب شد امام رأساً تفسيرش را تعطيل كند و حال آن كه تفسير امام اگر ادامه مي يافت معارفي عميق در سطح جامعه نشر پيدا مي كرد. امام صريحاً از ابن عربي با عنوان «شيخ اكبر »ياد كرده و فهم آثار وي را در نهايت صعوبت دانسته است. درباره مولانا تعابيري همچون عارف معنوي، عارف مشهور، عارف رومي به كار مي برد. امام با مثنوي مأنوس بوده است. بارها از حلاج در اشعار خويش به خوبي ياد كرده و هفت شهر عطار را ستوده است.

امام در تفسير سوره حمد كه با استقبال بي نظيري مواجه شد و متأسفانه به تعطيلي كشانده شد، تمثيلي از مولوي را مطرح مي كند كه سه نفر ترك و عرب و فارس، درباره مطلوب واحدي _ انگور _ نزاع مي كردند و نتيجه مي گيرد:

« اينكه من مي خواهم مصالحه و صلح بدهم بين اين طوايف و بگويم اينها همه يك چيز مي گويند نه اين است كه مي خواهم همه فلاسفه را تنزيه كنم يا همه عرفا را يا همه فقها را مسئله اين نيست. اي بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد! مقصودم اين است كه در بين همه طوايف اشخاص زياد منزهي بودند و اختلافي كه حاصل شده است در مدرسه حاصل شده است.»

امام اولين حجاب و مهمترين حجاب سلوك راه خدا را حجاب  انكار مي دانند و بارها بر اين نكته تأكيد كرده اند كه اگر آدمي سخني از عارف شوريده يا صوفي و حكيمي شنيد، بايد سعي كند اولاً انكار نكند و ثانياً در صدد فهم مسئله برآيد.

امام در عين دفاع از صوفيه حقيقي، به مدعيان ارشاد، سخت مي تازد. جهله صوفيه را قطاع الطريق طريق انسانيت مي شناسد. امام در شرح حديث چهارم كه درباره تكبر است، كبري كه در مدعيان ارشاد صوفيه پديد مي آيد كه خود را برتر از فقها و فلاسفه مي دانند، مصداق كبر دانسته و مي گويد:

« و در مدعي هاي ارشاد و تصوف و تهذيب باطن، گاهي شخصي پيدا مي شود كه با تكبر با مردم رفتار كند و بدبين به علما و فقها و تابعين آنها گردد و به حكما و علما طعنه ها زند و غير خود و سرسپردگان به خود را اهل هلاك داند و چون دستش از علوم، تهي است علوم را خار طريق خواند و اهل آن را شيطان راه سلوك شمارد؛ با آنكه آنچه در مقام دعوي مقام خود گويد، اقتضاي خلاف اينها نمايد و هادي خلايق و مرشد گمراهان، بايد خود از مهلكات و موبقات مبرا باشد و از دنيا گذشته و محو جمال حق شده، بايد به بندگان خدا تكبر نكند و بدبين به آنها نباشد».(۱)

امام و دفاع از تفكر صوفيه
عرفان به معني شناخت عام، شامل همه حوزه هاي معرفتي مي گردد اما به عنوان علم خاص، از فلسفه، فقه و كلام، به لحاظ موضوع و روش جداست. بنابراين زبان عرفاني از زبان ساير طوايف مجزاست. علم عرفان به مانند علوم رسمي حاصل كسب و مطالعه نيست؛ حاصل مكاشفات و مشاهدات اهل الله است. علوم عرفاني «وهبي» و «ارثي» است، نه كسبي و رسمي.

«علم در اصل لغت مخصوص به كليات است و معرفت، مخصوص به جزئيات و شخصيات. گويند عارف بالله كسي است كه حق را به مشاهده حضوريه بشناسد و عالم بالله كسي كه به براهين فلسفيه، علم به حق پيدا كند. بعضي گويند علم و عرفان از دو جهت تفاوت دارند؛ يكي از جهت متعلق و ديگر در معرفت سابقه فراموشي و نسيان مأخوذ است. پس چيزي را كه ابتدا ادراك به آن متعلق شد، گويند علم به او حاصل شد و چيزي را كه معلوم بوده و نسيان شد و ثانياً  مورد ادراك شد، گويند معرفت به آن حاصل شد و عارف را از آن جهت عارف گويند كه متذكر اكوان سالفه و نشات سابقه بر كون ملكي و نشآت طبيعي خود شود».(۲)

عرفا در اثر رياضات شرعي و تفكر و تعمق در قرآن و كلمات نوراني ائمه دين(ع) و صافي ضمير،  معارفي از آسمان معنا بر قلبشان سرازير مي گردد و اخلاص، چشمه هايي از درون و زمين وجودشان بر سراسر قلبشان مي جوشاند، چنانچه در قرآن شريف بدان اشارت گرديده است. از نظر حضرت امام(ره) مكتب عرفاني و زبان عرفاني در مقايسه با ساير طوايف علمي،  نزديك ترين مكتب به قرآن و ائمه اطهار(ع) است. دلايل اين امر متعدد است:

۱- بهترين دليل بر گرايش عرفاني امام در مقايسه با ساير طوايف، آثار مكتوب ايشان است كه عمدتاً  در حوزه معارف، كتاب هايي عرفاني است و برخي از آنها مانند كتاب «مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه» به اعتراف اهل فن- نظير استاد سيد جلال آشتياني(ره)- در ميان تأليفات عرفاني بي نظير است.

۲- امام صراحتاً  در مواضع متعددي از مكتب عرفاني دفاع كرده اند. در ديوان شعري كه از امام راحل(ره) به چاپ رسيده است، ابيات زيادي وجود دارد كه عشق بر عقل ترجيح يافته و عقل و فلسفه مورد ذم واقع شده اند گرچه نقدهاي امام بر جهله صوفيه نيز قابل تأمل فراوان است.

در آثار مكتوب امام، صريحاً  تأييداتي در مكتب عرفاني يافت مي شود. چنانكه در تعليقه بر شرح فصوص، پس از بررسي «مسلك حكيم» و «ذوق عارف» مي فرمايند: «و ذكرنا سر الاختلاف بينها في بعض الرسائل الا ان مسلكهم ادق و احلي و لكن بشرط سلامه الفطره و عدم اعوجاج السليقه» .

۳- امام(ره) در مواضع گوناگوني ميان زبان عرفاني و زبان قرآن و روايات و ادعيه، مقايسه اي تطبيقي كرده اند و زبان عرفا را به پيروي از معارف آنان، نزديك ترين زبان و گاهي عين زبان بزرگان دين دانسته اند. امام(ره) در شرح مناجات شعبانيه مي فرمايند: «الهي اجعلني ممن ناديته فصعق لجلالك» اين صعق جلال چيست؟ اين غير از آن فناست كه آنها مي گويند. اين همان معناست كه آنها مي گويند. يك نفر آدم كه اطراف قضيه را توجه كرده، نمي تواند بگويد: علت و معلول است. ضيق تعبير است. خالق و مخلوق هم يك بيان روي مذاق عامه است. بهتر از اين تعبير است.

لكن «تجلي ربه للجبل» تجلي بهتر است، لكن باز هم نزديك تر به آن معنايي است كه هيچ نمي شود از آن تعبير كرد.»
در كتاب سرالصلاه هم كه مقايسه اي ميان زبان عرفاني و زبان روايات ائمه(ع) صورت گرفته است، امام اصطلاحات عرفاني را مطابق معاني مقصوده در روايات دانسته اند:

«تفكر كن در اين حديث شريف كه از حضرت صادق درباره قلب سليم وارد شده، ببين آيا غير از فناي ذاتي و ترك خودي و خوديت و انيت و انانيت كه در لسان اهل معرفت است، به چيز ديگر قابل حمل است؟ آيا مقصود از تجليات كه در دعاي عظيم الشأن«سمات » وارد است، غير از تجليات و مشاهدات در لسان آنهاست؟»

در كتاب مصباح الهدايه نيز در تأييد زبان عرفاني، به برادران ايماني توصيه مي كنند كه بدون اطلاع از اصطلاحات عرفاني، عقايد آنان را رمي  به بطلان نكنند و سپس مي فرمايند: «اگر نبود اينكه مي ترسم سخن به درازا بكشد و از منظور اصلي بيرون روم، آنقدر از گفتار آنان براي تو مي گفتم كه بر آنچه ادعا كرديم يقين كرده و به آنچه بر تو خوانديم، اطمينان حاصل كني» .

امام و دفاع از اصطلاحات صوفيه
امام در هر رشته علمي كه وارد شده اند، تحت تأثير مكتب عرفاني بوده اند. به عبارت ديگر، شاكله تفكر امام را انديشه هاي عرفاني ساخته است و لذا منظر امام به جهان، به انسان، به علوم، به فقه، به اقتصاد، سياست و هنر، منظر عرفاني است. اين مسأله اگرچه با تصريحات امام و آثار به جا مانده از ايشان، مطلب روشني است و داراي ابهام نيست،  اما توجه به نوشته هاي امام، بهترين گواه بر اين مطلب است. اساساً  چون نگاه امام به انسان و جامعه و تاريخ و از جمله به سياست، نگاهي عرفاني بوده است، در وضع اصطلاحات نيز تحت تأثير مشرب عرفاني هستند.

در آثار امام خميني، گرايش به زبان تمثيلي به پيروي از مكتب عرفاني كه ايشان به آن معتقد بوده است، بسيار به چشم مي خورد. امام در ساختن تعابير و الفاظ، غالباً  به وجه تأويلي يا روح و حقيقت اشياء و انسان ها و وقايع توجه كرده اند و شايد بي وجه نباشد كه تركيبات و واژه هاي به كار رفته در مكتوبات امام(ره) را «استعارات تأويلي»بناميم.

علي تاجديني/ همشهری
+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/06ساعت   توسط علی م | 

اداره اطلاعات بروجرد در تاریخ ۳۰ مهر ماه ۱۳۸۵ با چند دستگاه لودر برای تخریب حسینیه دراویش گنابادی در بروجرد به این محل حمله نمود . این حمله در تمام طول روز تا نیمه های شب به کرات ادامه داشت و مهاجمین اداره اطلاعات در اکیپ های مسلح ۲۰ نفره موفق شدند که دو قسمت از دیوارهای حسینیه دراویش را در دو سمت حسینیه تخریب کنند و مجموعا ۲۰ متر از دیوار حسینیه را تخریب نمودند که با ازدحام دراویش در محل موقتا محل را ترک نمودند . دراویش حاضر در محل که حدود ۴۰۰ نفر می باشند به سرعت مشغول مرمت دیوار گردیدند و در مقابل دیوار حسینیه سدی انسانی تشکیل داده اند تا از حمله لودرهای اداره اطلاعات بروجرد جلوگیری نمایند .
اداره اطلاعات بروجرد قبلا ضمن هماهنگی با امام جمعه و شهردار بروجرد و شهردار منطقه یک اقدام به این کار نموده است . گفتنی است اداره میراث فرهنگی بروجرد بنای حسینیه دراویش در بروجرد را جزو آثار باستانی ثبت کرده و بر این اساس تخریب این بنا نیز ممنوع می باشد . همچنین براساس استشهاد محلی کلیه همسایگان و ساکنین محل از حضور حسینیه دراویش کتبا اعلام رضایت نموده اند .

سابقه موضوع
قبل از خرید این مکان دراویش بروجرد با همیاری یکدیگر اقدام به خرید یک دستگاه منزل مسکونی نمودند و بیعنامه در ۱۳۸۰/۱/۲۶ به امضاء رسید تا پس از طی تشریفات در دفتر اسناد رسمی عملیات انتقال سند نهایی شود . اداره اطلاعات بروجرد از این جریان آگاه شد و فروشنده را تحت فشار قرار داد تا از انجام معامله سر باز زند . در ۱۳۸۰/۴/۲ اداره اطلاعات بروجرد برای به چنگ آوردن سند مالکیت منزل مورد نظر در ساعت ۱۱ صبح یک اکیپ ۶ نفری بدون حکم از مراجع ذیصلاح و متجاوزا وارد منزل یکی از دراویش شده و ضمن شکستن درب های اطاق ها تا ساعت ۱۴ به تجسس می پردازند ولی سند را نمی یابند ولی تعدادی از فیلم ها و عکس های خانوادگی را با خود می برند که آنها را در مهر ۱۳۸۵ در اختیار همکاران خود در وبلاگ خرقه قرار می دهند .
مآمورین اداره اطلاعات در ۱۳۸۰/۴/۷ با تحریک مسوولین شهر در منزل فروشنده با شرکت امام جمعه ، شهردار ، فرماندار ، رئیس نیروی انتظامی ، رئیس اطلاعات ، نماینده شهر و رئیس اداره میراث فرهنگی به منظور تحذیر فروشنده از فروش منزل تشکیل جلسه می دهند . فروشنده نهایتا تحت فشار مامورین اطلاعات از معامله سر باز می زند .
دراویش بروجرد همچنان در حین شکایت از اداره اطلاعات اقدام به خرید مکان دیگری می نمایند و آن را جهت انجام مراسم مذهبی ذکر و یاد خدا و تشکیل مراسم تذكر و روضه خوانی خامس آل عبا وقف بزرگ وقت می نمایند .
در شب جمعه ۱۳۸۱/۶/۱۴ ، تعدادی از مامورین انتظامی به محل موصوف مراجعه و مانع ورود نمازگزاران و برپایی نماز جماعت شدند . در اولین یورش اداره اطلاعات باهمراهی نیروی انتظامی بیش از یکصد نفر مامور اقدام به ضرب و شتم دراویش کرده و با نصب دوربین فیلمبرداری از آنها فیلم گرفتند . در این واقعه چند نفر از دراویش به علت کتک خوردگی شدید آسیب دیدند .
در زمستان ۱۳۸۱ و بهار ۱۳۸۲ اداره اطلاعات بروجرد چندین بار به این حسینیه حمله می برد . این حملات در ساعت های مختلف شبانه روز ( دو نیمه شب ، پنج صبح ، دوازده ظهر و … ) بود . دراویش نیز به تمام مقامات کشوری و لشکری شکایت کردند ولی پاسخی دریافت ننمودند .
اداره اطلاعات به دفعات همراه با نیروی انتظامی به حسینیه دراویش یورش می آورده تا درب حسینیه را لاک و مهر نماید . دراویش برای جلوگیری از لاک و مهر شدن درب های حسینیه آنها را از جا درآورده و به محل دیگری منتقل می کنند و اداره اطلاعات موفق به پلمب کردن و بستن حسینیه نمی شود .
مجددا در چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۱ اداره اطلاعات با همراهی نیروی انتظامی در یک اکیپ ۶۰ نفره در ساعت ۴ و ۳۰ دقیقه بامداد اقدام به یورش به محل حسینیه دراویش نمود تا در تاریکی شب اقدام به پلمب و لاک و مهر کردن درب های حسینیه نمایند که دراویش بروجرد سریعا مطلع و درب ها را از چارچوب بیرون آورده و به محل دیگری منتقل می نمایند . پنج نفر از حاضرین دستگیر و بازداشت شدند . عملیات توسط سرهنگ دوم امیرسرداری از رؤسای پلیس ۱۱۰ هدایت می شد که رفتار توهین آمیزی نسبت به مقدسات دینی دراویش داشت . این عملیات در ساعت ۶ صبح به علت شروع رفت و آمد عابرین و ترس مامورین از علنی شدن عملیات با لاک و مهر کردن پارکینگ محوطه همسایه که محل پارک موتورسیکلت ها بود خاتمه یافت .
اطلاعات بروجرد ادارات آب و برق و گاز را مامور به قطع خدمات آب و برق و گاز حسینیه دراویش نمود . و در تاریخ ۱۳۸۱/۱۰/۱ مامورین اداره گاز بروجرد جهت قطع گاز به محل حسینیه مراجعه و با دراویش مواجه شده و محل را ترک کردند . یکی از مامورین اطلاعات به نام محرم معظمی گودرزی با نام مستعار عباسی در این ارتباط مزاحمت های زیادی برای دراویش ایجاد نمود .
دراویش زیادی در این جریانات بازداشت و روانه زندان شدند و تعدادی در ۱۳۸۱/۱۱/۲ به دادگاه کشیده شدند . برخی از دراویش نیز در این ارتباط توسط اداره اطلاعات بروجرد از محل کار خود ربوده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و چند روز در سلول انفرادی بازداشت و سپس به مدت یک هفته در زندان مرکزی زندانی و سپس به قید ۱۰۰ میلیون ریال وثیقه آزاد می شود . فرزند یکی از آنها نیز که برای آگاهی از وضع پدر خود به نیروی انتظامی مراجعه می نماید نیز بازداشت و به شدت وی را مضروب می سازند .
حسینیه مزبوراز ۱۲۰۰ متر مربع زمین و ۱۱۵۰ مترمربع بنا برخوردار است . مجالس فقری در بروجرد علیرغم فشار مداوم و روزمره اداره اطلاعات آنجا مبنی بر تعطیل حسینيه هر شب برگزار می گردد و حدود ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در شب های مختلف در مجالس فقری شرکت می نمایند .
گفتنی است شهر بروجرد پس از زلزله ای که اخیرا در آن روی داده وضعیت مناسبی ندارد و مردم آن از نظر مسکن و بهداشت و نیازهای اولیه زندگی با مشکل موجه هستند .
+ نوشته شده در  شنبه 1385/08/06ساعت   توسط علی م | 
عید سعید فطر

   مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/08/01ساعت   توسط علی م | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
همدان _ آرامگاه بابا طاهر
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم
به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هرجابنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا تو بینم
این وبلاگ شخصی است و مطالب آن الزاما
دیدگاههای سلسله نعمت اللهی گنابادی نیست .

پیوندهای روزانه
مجذوبان نور
عرفان و تصوف اسلامي
اخبار سلسله نعمت الهی گنابادی
اخبار صوفیه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
پیوندها
حضرت صالحعليشاه ره
هم اندیشی درویشان
تصوف ايران
معارف
صالحين شيعه
ذکر
مولانا
عرفان_ 121 گنابادي
مزار سلطاني
باشگاه اندیشه
دیجیتال کیوان
کلک خیال انگیز
آبگینه ساری
تنهاترین
آستان جانان
دل سوخته
عرفان ایران
ساقي
تقديم به يك دوست
مولانا 121
حالي دگر
بي خداحافظي
حكايت دل
آفاق 121
ذوالفقار 121
در وادي تصوف
ولايتنامه
خورشيد حق
صدرالغروي
قانون براي دراويش
طنين صدا
ياهو 121
يه آشنا
ايليا
خوش خبر
صوفي سالك
هو121
sunshine121
هو 121
هنر و زیبایی شناسی در عرفان
کانون پژوهشگران فلسفه و حکمت
با یاران
سیمرغ
عرفان و تصوف اسلامی
ایثارگران دراویش
و اما عشق...
عرفان شمس
سرای خاکسار 110
در کوی دوست
نور تابان
عرفان آباد
بنام عشق
با یاد درویشان
هدايت نامه
مولانا نيوز
گنهي كردم و دل دادم و...
هو 121 شوش دانيال
فقر و درويشي
شریعت و طریقت
سایت دکتر تنهایی
عرفان و تصوف( هوشمندی )
امتداد
شبکه خبر درویشان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM