![]() |
![]() |
|
| هو 121 |
|
به نقل آورده اند:
چون کار او بلند شد سخن او در حوصله اهل ظاهر نمي گنجيد، حاصل، هفت بارش از بسطام بيرون کردند. وقتيکه وي را از شهر بيرون ميکردند، پرسيد جرم من چيست؟ پاسخ دادند: تو کافري. گفت: خوشا به حال مردم شهري که کافرش من باشم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/08/26ساعت توسط علی م |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1384/08/25ساعت توسط علی م |
|
|
غمت در نهانخانه دل نشنيد
به نازي كه ليلي به محمل نشيند به دنبال محمل چنان زار گريم كه از گريه ام ناقه در گل نشيند خلد گر به پا خاري آسان برآرم چه سازم به خاري كه در دل نشيند مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي ز بامي كه خيزد مشكل نشيند بنازم به بزم محبت كه آنجا گدايي به شاهي مقابل نشيند طبيب! از طلب در دو گيتي مياسا كسي چون ميان دو منزل نشيند؟ (طبيب اصفهاني) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/08/22ساعت توسط علی م |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه 1384/08/21ساعت توسط علی م |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/08/17ساعت توسط علی م |
|
|
این شعر زیبا و وزین رو یکی از دوستان در قسمت نظرات
نوشته بود منم برای این که بقیه دوستان استفاده کنند اینجا نوشتمش: عاشق آن باشد که چون آتش بود گرم رو سوزنده و سرکش بود عاقبت اندیش نبود این زمان /در کشد خوش خوش بر آتش صد جهان نیک و بد در راه او یکسان بود خود چو عشق آمد نه این نه آن بود دیگران را وعده ی فردا بود لیک او را نقد هم این جا بود عشق این جا آتش است و عقل دود عشق کامد در گریز از عقل زود عقل در سودای عشق استاد نیست عشق کار عقل مادر زاد نیست مرد کار افتاده باید عشق را مردم آزاده باید عشق را زنده دل باید در ین ره صد هزار تا کند در هر نفس صد جان نثار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/08/17ساعت توسط علی م |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/08/17ساعت توسط علی م |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/08/17ساعت توسط علی م |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1384/08/17ساعت توسط علی م |
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/16ساعت توسط علی م |
|
|
|||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/08/15ساعت توسط علی م |
|
|
عید سعید فطر بر
میهمانان ضیافت الهی مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/08/12ساعت توسط علی م |
|
|
به ليلي رسيد م يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را باز مي كرد به گوش غنچه كم كم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعايي كرد و او هم يا علي گفت يقين پر ور دگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت خمير خاك آدم را سرشتند چو بر مي خواست آدم يا علي گفت علي را ضربتي كاري نمي شد گمانم ابن ملجم يا علي گفت مگر خيبر ز جايش كنده ميشد يقين اينجا علي هم يا علي گفت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/08/02ساعت توسط علی م |
|
|
علي آن شير خدا شاه عرب
الفتي داشته با اين دل شب شب ز اسرار علي آگاه است دل شب محرم سرالله است پادشاهي كه به شب برقع پوش مي كشد بار گدايان بر دوش پارسايي كه به تاريكي شب مي برد شام يتيمان عرب پارسايي كه ز شوق ديدار مي كند قاتل خود را بيدار مي زند پس لب او كاسه ي شير مي كند چشم اشارت به اسير چه اسيري كه همان قاتل اوست تو خدايي مگر اي دشمن دوست .... در جهانی همه شور و همه شر ها علیٌ بشرٌ کَيفَ بشر ها علی بشر کیف بشر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/08/01ساعت توسط علی م |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همدان _ آرامگاه بابا طاهر
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم به دریا بنگرم دریا تو بینم به هرجابنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم این وبلاگ شخصی است و مطالب آن الزاما دیدگاههای سلسله نعمت اللهی گنابادی نیست . |
| پیوندهای روزانه |
|
مجذوبان نور عرفان و تصوف اسلامي اخبار سلسله نعمت الهی گنابادی اخبار صوفیه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|