![]() |
![]() |
|
| هو 121 |
|
پس حسين بن منصور حلاج را بردند تا بكشند .
صد هزار آدمي گرد آمده بودند و او چشم گرد همه بر مي گردانيد
و مي گفت حق حق حق انا الحق
درويشي از آن ميان پرسيد كه " عشق چيست؟ "
گفت :امروز بيني و فردا و پس فردا
آن روز بكشتندش و ديگر روز بسوختندش و سوم روز بر بادش دادند يعني عشق اين است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1384/02/11ساعت توسط علی م |
|
|
الهي تو موساي كليم را و هارون را به سوى يك فرعون كافر ظالم ياغي فرستادي و گفتي : سخن با او آهسته و نرم گوييد . الهي اين لطف توست با كسي كه دعوي خدايي كند خود لطف تو چگونه بود با كسي كه تو را از ميان جان و دل خدمت كند. الهي لطف تو با كسي كه انا ربكم الاعلي گويد اين است پس لطف تو با كسي که سبحان ربي الاعلي گويد كه داند چه خواهد بود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1384/02/08ساعت توسط علی م |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همدان _ آرامگاه بابا طاهر
به صحرا بنگرم صحرا ته بینم به دریا بنگرم دریا تو بینم به هرجابنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم این وبلاگ شخصی است و مطالب آن الزاما دیدگاههای سلسله نعمت اللهی گنابادی نیست . |
| پیوندهای روزانه |
|
مجذوبان نور عرفان و تصوف اسلامي اخبار سلسله نعمت الهی گنابادی اخبار صوفیه آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|